بـراي جـستجو در
همين صفحه از اين قسمت استفاده کنيد .نرم افزار Spy Emergency یکی از بهترین نرم افزارهایی است که می تواند از رایانه شما محافظت کند . این نرم افزار یک ضد جاسوس قدرتمند است که می تواند با
سرعت بالا و کاملا مطمئن برنامه های جاسوسی و همه نوع فایل های مخرب را از روی کامپیوتر شما پاک کند . این نرم افزار ویندوز شما را در برابر صد ها نوع مزاحم مختلف محافظت می کند و دارای سیستم به روز رسانی اتوماتیک و بسیار ساده ای است بدین شکل که وقتی اتصال شما به اینترنت برقرار باشد و برنامه را اجرا نمایید قبل از اجرا تمام فایل های مورد نیاز خود را بروز می کند و همیشه آخرین و به روزترین نسخه نرم افزار در اختیار شما قرار می گیرد .
دانلود کنید با حجم 6.88 مگابایت
|
توسط اين برنامه ميتوانيد فايل هاي قابل پرينت خود را تبديل به PDF و يا SWF کنيد . اين برنامه هر دو حالت را يکجا پشتيباني ميکند . با توجه به کاربرد زياد فلش روي وب و استفاده عموم کاربران از آن شما ميتوانيد براي انتشار مقالات و کتب خود روي اينترنت از اين فرمت عمومي استفاده کنيد . اين نسخه از برنامه امکان ساخت حالت مرور کردن صفحات را دارد . مثلا بازديد کنندگان ميتوانند فلشي را که شما توسط اين برنامه ساخته ايد مانند يک کتاب ورق بزنند و آنرا مرور کنند . متن توليد شده توسط اين برنامه قابليت جستجو و انتخاب شدن و کپي و چسبانده شدن در تمامي برنامه هاي ويندوز و مکينتاش را داراست . همچنين ميتوانيد در فلش ساخته شده از انواع bookmark و link نيز استفاده کنيد . اين برنامه با آفيس مايکروسافت همخواني کاملي دارد که تبديل فايل هاي برنامه هاي آفيس را به فلش هاي زيبا مقدور ميسازد . حتي ميتوانيد ارائه هاي برنامه powerpoint را نيز به فلش تبديل کنيد . با نصب برنامه يک منوي اضافي به برنامه هاي آفيس شما اضافه ميشود که امکانات تبديل را در اختيارتان مي گذارد . |
|||||
کاربران XP :
Control Panel > Phone and Modem Option > Modem > Properties > Advanced
عبارت S10=50 را روبروی Extra Seting بنویسید.
اگر Phone and Modem Option را در کنترل پنل نیافتید باید روی Switch to Classic view واقع در سمت چپ پنجره کنترل کلیک کنید.
اگر عباراتی دیگری در Extra Seting می بینید , یک "," و سپس S10=50 را وارد کنید.
کاربران ME یا 98 :
Control Panel > Modem > General > Properties > Connection > Advanced
عبارت S10=50 را روبروی Extra Seting بنویسید
بازوهاي هشت پا داراي توانايي حركت به شكل برنامه ريزي شده هستند.
هشت پا، حيواني بدون مهره است، قابليت ديد سه بعدي و رنگي دارد و بسيار سريع تعليم مي پذيرد. پيچيدگي ساختار هشت پا ظاهرا كنترل همزمان هشت بازويش است، به طوري كه دانشمندان كنجكاو شده اند كه بدانند اين عمل چگونه هدايت مي شود.
آنها طي آزمايشات خود به اين نتيجه رسيدند كه هر يك از بازوهاي هشت پا به طور مستقل براي حركت برنامه ريزي شده است زيرا موقع درگيري به طور مستقل عمل مي كنند. دانشمندان چنين نتيجه گرفتند كه دستورات عصبي نبايد از مغز صادر شده باشند، بلكه هر بازو بايد فرمان مستقلي براي خود داشته باشد. آنها پس از تحريك هشت پا توسط نيروي الكتريكي و ضربه به اين نتيجه رسيدند كه حركات پيچيده بازوهاي هشت پا نتيجه يك سيستم فرمان دو مرحله اي است. مغز فرمان حمله، حركت و.... را صادر مي كند و هر يك از بازوها فرمان را به يك حركت مستقل تبديل مي كنند. حركت بازوهاي هشت پا بجز دراز كردن و خم كردن نوك آنها، به يك شكل انجام مي پذيرد. بازوها از عضله، بافت پيوندي و مقدار زيادي سلول عصبي تشكيل شده اند. در يك بازو در حدود 50 ميليون سلول عصبي به طول 2 متر پخش شده اند و چهارصد هزار سلول عصبي براي كنترل حركات عضله به كار گرفته مي شوند. سيستم عصبي بازوها به وسيله اكسورها به مغز متصل مي شوند.
سازندگان روبوت و متخصصان كامپيوتر از چند سال قبل به تواناييهاي هشت پا به عنوان الگويي براي توسعه برنامه ريزي روبوت هايي كه به راحتي در تمام جهات بتوانند حركت كنند و وظايف متفاوتي را به انجام برسانند، علاقمند شده اند. زيرا تاكنون دانشمندان از حركات دست انسان به عنوان الگويي براي ساخت بازوي روبوت ها استفاده مي كردند. محورها و مفصلهاي سخت
اگه نظر ندی من میمیرم
.
تو خوبتر از انی که گلایه ای از تو باشد
گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است
که ذره ذره فرو میریزند
واینک احساس میکنم جز ویرانه ای از من باقی نیست
که اگر اندکی امید در من زنده شد به یمن قدم تو بود
باور کن به جان تو سوگند از تو گلایه ای نیست
اگر بگذاری و بگذری
امدنت درست به موقع بود
امدنت مثل نزول پیامبر بر قومی از دست رفته درست
به موقع بود
وکسی که چنین ارزشی دارد
هیچ وقت باعث اشک ریختن تو نمی شود.
نویسنده:جواد


درون سينه نگنجد غمی که من دارم
خوش است با غم دل عالمی که من دارم
سرشک ديده بيان کرد ماجرای دلم
چه اعتبار بر اين محرمی که من دارم
ا ز آن گلی که برويد ز خاک من پيداست
زهجر لاله رخان ماتمی که من دارم
بسوخت جان حريفان ز گرمی سخنم
عجب که در تو نگيرد دمی که من دارم
مرا به گريه چه حاجت که رونقی ندهد
به برگ زرد رخم شبنمی که من دارم
بيا و بر دل من رحم کن که از تنگی
در او قرار نگيرد غمی که من دارم

دنیا را با تمام زیباییهایش به تو میبخشم فقط یک بار نگاهم بکن
مردم از بس که انتظارت را کشیدم! یعنی میرسد روزی که تو از
در وارد شوی و من بار دیگر در آغوشت بگیرم؟
یعنی میشود که بار دیگر طعم لبهایت را بچشم؟
ای کاش میشد که دستانت تا همیشه برای من باشند !!
چه خوب بود در لحظه ی جدای به چشمانم نگاه میکردی و آنوقت التماس را
در عمق آن میدی! شاید هم دیدی و بی توجه به عشقم از من گذشتی!!
فقط میخواهم بدانم بعد از من خاطراتت را با چه کسی قسمت میکنی؟
میرسد روزی که دوباره به سراغ من بیایی! اما آن روز نوبت من است که در چشمانت
نگاه کنم و با اطمینان بگویم:دوستت دارم...!!!

بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جايه معشوقم برايم گريه کند ...
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ...
و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم ............

man ye ashegh bi ghayegh to daryaha mimiraam
jashne tavalode margamo baraye tooo

E

M
R 
A

تو شادی گذشته می
وقت سعید رفته می
تو این هیاهوی غریب بهونه ی قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم حرفتو باور ندارم
اشتباه میکنی بازم
دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون
یه شب دیگه پیشم بمون
چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو؟
چرا تو تنهامیزاری دستای سرد خستمو ؟
بیا که با صدای تو مهر سکوتو میشکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم
دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون
یه شب دیگه پیشم بمون

عدمش بهتزین بهانه رفتن!
چه حاصل از این بود و نبودها
از این گفتن و نرفتن ها!
گویند سپیده دمی روشن در راه است
افسوس که بیگانه ام با این سپیده دم...
گویند روزگار سیاه عمرش کوتاه است
افسوس که برایم سخنی بیش نیست!
چه باک از این شامگاه تکرار
وقتی بیگانه باشی با بامداد

باز یه شبی میاد تو هم سراغمو میگیری باز
خوب میدونم من که تو هم تو هم میری مثل یه راز
من میدونم فقط یه روز دلت برام تنگ میشه باز
بازم دلت تنها میشه تو اون همه سوز و گداز
عطر صدات پیچیده باز توی اتاق خونه
عکس تو رو میبینم و بازم میشم دیوونه
با هر نفس داد میزنم شاید بیای کنارم
دیوونه نگاتم و راه فرار ندارم
تویی اون عشق قدیمی هم نفس صمیمی
تویی آرزوی قلبم آره فقط همینی
منم یه شب میخندم و اشک تو رو در میارم
تو خوابتم نمی بینی که من واست گل بیارم
نویسنده:علی
از شما انتظاری
از شما نگاهی
از شما لبخندی
از شما امیدی
از شما ........
نمیتونم بگم .

در غربت غريب جمعه…
صدايت مي زنم با قلبي شكسته
تو را اي عشق در دلها نشسته
تو تصوير تمام عشق هايي
تو را مي جويد اين چشمان خسته
از كوچه هاي تنگ دل گذر مي كنم…
با ياد تو و عطري كه مرا تا آستانه ي انتظار مي رساند
با دلي كه از فراق تنگ است
و چشماني كه با باران همرنگ است.
اي آسماني ترين مرد زمين!
نيامدي و بي تو ساكن كوچه هاي غربت و شب هاي بي غزل شده ام .
اي صاحب ِ انتظار دل!

من امشب میمیرم

![]()
![]()
![]()
![]()


تـو هـموني كـه يـه روز ، مــن تو رو خواسـتم از خـدا
اونـكه دنـبالش مي گـشـتم ، هـمـيــشه تـو قـــصـه ها
تـو همون هستي كه من ، تـو خواب و رويــا مي ديـدم
خــودم و بــدون تــو ، هــمـيـشه تــنــها مي ديـدم
اون تويي كه روز و شب،من و با خودت به رويا مي بري
تـوي دنـيا واسـه من، اون تـويي كـه از همه عـزيزتري
تـو هـمون روحي كه تـو جسم مـني
تـو شــبـيه مـــن و هـم اسـم مـني
تـو هـمـيـشه از دلــم بــا خــبـري
حـتي از من به خودم ، خودي تري
تـو هـموني كه مي خوام ،جـز تـو چيزي نمي خوام
مـي رسـم كــنـار تــو ، بـــه هـــمـه آرزوهـــام

ببخش اگه تو قصه مون
دو رنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم
خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد
خيانتو ياد بگيرم
اگر که گفتم به چشات
بزار واسه تو بميرم
ببخش اگه تو گريه هام
دو رنگي و ريا نبود
اگر که دستام مثه تو
با کسي آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون
کم نمي زاشتم چيزي رو
ببخش که يادم نمي ره
اون روزاي پاييزي رو
لياقت دستاي تو
بيشتر از اين نبود عزيز
نه نمي خوام گريه کني
براي من اشکي نريز
لياقت چشماي تو
نگاه ِ پاک ِ من نبود
ببين چي ساختي از من

تن تو ظهر تابستون رو به یادم میاره
رنگ چشمای تو بارون رو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندون رو به یادم میاره
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه
تو مثل وسوسه شکار یه شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی
تو قشنگی مثل شکلهایی که ابرا می سازند
گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازند
اگه مردای تو قصه بدونن که ا بنجایی
برای بردن تو با اسب بالدار میتازند


تویی بهترین ترانه واسه دل سپردن من


یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت
شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست



من به غیر از تو نخواهم ،چه بدانی، چه ندانی
از درت روی نتابم ،چه بخوانی ،چه برانی
دل من میل تو دارد، چه بجوئی، چه نجوئی

من که بیمار تو هستم چه بپرسی ، چه نپرسی،
جان به راه تو سپارم ،چه بدانی، چه ندانی
می توانی به همه عمر دلم را بفریبی

ور بکوشی زدل من بگریزی نتوانی
دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری
بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی

جانی از بهر تو دارم ،چه بخواهی ،چه نخواهی
شعرم آهنگ تو دارد ،چه بخوانی ،چه نخوانی
