تبليغاتX
بانک نرم افزار
منوي اصلي

موضوعات

آرشيو ماهانه

پيوندها

طراح قالب

Template By: Tempha.com

منوي کاربران
    
جست و جو
بـراي جـستجو در همين صفحه از اين قسمت استفاده کنيد .

ساعت

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ
افراد آنلاين :
تعداد بازديدها:


:: Spy Emergency

نرم افزار Spy Emergency  یکی از بهترین نرم افزارهایی است که می تواند از رایانه شما محافظت کند . این نرم افزار یک ضد جاسوس قدرتمند است که می تواند با بستهسرعت بالا و کاملا مطمئن برنامه های جاسوسی و همه نوع فایل های مخرب را از روی کامپیوتر شما پاک کند . این نرم افزار ویندوز شما را در برابر صد ها نوع مزاحم مختلف محافظت می کند و دارای سیستم به روز رسانی اتوماتیک و بسیار ساده ای است بدین شکل که وقتی اتصال شما به اینترنت برقرار باشد و برنامه را اجرا نمایید قبل از اجرا تمام فایل های مورد نیاز خود را بروز می کند و همیشه آخرین و به روزترین نسخه نرم افزار در اختیار شما قرار می گیرد .

 

دانلود کنید با حجم 6.88 مگابایت

تصویری از محیط برنامه


ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384

:: معرفی نرم افزار FlashPaper 2

FlashPaper

توسط اين برنامه ميتوانيد فايل هاي قابل پرينت خود را تبديل به PDF و يا SWF کنيد . اين برنامه هر دو حالت را يکجا پشتيباني ميکند . با توجه به کاربرد زياد فلش روي وب و استفاده عموم کاربران از آن شما ميتوانيد براي انتشار مقالات و کتب خود روي اينترنت از اين فرمت عمومي استفاده کنيد . اين نسخه از برنامه امکان ساخت حالت مرور کردن صفحات را دارد . مثلا بازديد کنندگان ميتوانند فلشي را که شما توسط اين برنامه ساخته ايد مانند يک کتاب ورق بزنند و آنرا مرور کنند .

متن توليد شده توسط اين برنامه قابليت جستجو و  انتخاب شدن و کپي و چسبانده شدن در تمامي برنامه هاي ويندوز و مکينتاش را داراست . همچنين ميتوانيد در فلش ساخته شده از انواع bookmark و link نيز استفاده کنيد . اين برنامه با آفيس مايکروسافت همخواني کاملي دارد که تبديل فايل هاي برنامه هاي آفيس را به فلش هاي زيبا مقدور ميسازد . حتي ميتوانيد ارائه هاي برنامه powerpoint را نيز به فلش تبديل کنيد . با نصب برنامه يک منوي اضافي به برنامه هاي آفيس شما اضافه ميشود که امکانات تبديل را در اختيارتان مي گذارد .

دانلود ۳۰ روزه رايگان    نمونه کاغذ فلش

 

ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384

:: کاهش دفعات دیسکانکت
بکارگیری ترفند زیر باعث می شود ارتباط مودم هنگامی که پاسخی از ISP دریافت نمی کند , 5 ثانیه بیشتر پایدار بماند و این عمل معمولآ تعداد دفعات قطع اتصال ها (Disconnect) شما هنگام استفاده از اینترنت کاهش می دهد.


کاربران XP :
Control Panel > Phone and Modem Option > Modem > Properties > Advanced
عبارت S10=50 را روبروی Extra Seting بنویسید.
اگر Phone and Modem Option را در کنترل پنل نیافتید باید روی Switch to Classic view واقع در سمت چپ پنجره کنترل کلیک کنید.
اگر عباراتی دیگری در Extra Seting می بینید , یک "," و سپس S10=50 را وارد کنید.


کاربران ME یا 98 :


Control Panel > Modem > General > Properties > Connection > Advanced
عبارت S10=50 را روبروی Extra Seting بنویسید

 


ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384

::
Where do I begin
از کجا شروع کنم ؟
 
 
To tell the story of how great a love can be
برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد
 
The sweet love story that is older than the sea
داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است
The simple truth about the love she brings to me
حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد
Where do I start
از کجا شروع کنم ؟
        With her first hello
با اولین سلامش
She gave a meaning to this empty world of mine
معنای جدیدی به جهان پوچ من داد
 
There will never be another love , another time
که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود
 
 
She came into my life and made the living fine
 
او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد
 
... She fills my heart
 
  او قلب مرا پر کرد ...
With very special things
او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد
                                      
        With angle songs , with wild imaginings
 
با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد
 
            She fills my soul with so much love
 
و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد
                                    
That anywhere I go , I am never lonely with her along
برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند
 
 
 
         ?! Who can be lonely 
با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟!
 
    I reach for her hand It is always there
 
و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است
 
How long does it last
 
چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟
 
                       Can love be measured by the hours in a day ?
 
آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟
I have no answer now But this much I can say
 
من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که ...
             
 I know I will need her till the stars all burn away
می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند
 
 
And she will be there
و او آنجاس

ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384

::

بازوهاي هشت پا داراي توانايي حركت به شكل برنامه ريزي شده هستند.

هشت پا، حيواني بدون مهره است، قابليت ديد سه بعدي و رنگي دارد و بسيار سريع تعليم مي پذيرد. پيچيدگي ساختار هشت پا ظاهرا كنترل همزمان هشت بازويش است، به طوري كه دانشمندان كنجكاو شده اند كه بدانند اين عمل چگونه هدايت مي شود.
آنها طي آزمايشات خود به اين نتيجه رسيدند كه هر يك از بازوهاي هشت پا به طور مستقل براي حركت برنامه ريزي شده است زيرا موقع درگيري به طور مستقل عمل مي كنند. دانشمندان چنين نتيجه گرفتند كه دستورات عصبي نبايد از مغز صادر شده باشند، بلكه هر بازو بايد فرمان مستقلي براي خود داشته باشد. آنها پس از تحريك هشت پا توسط نيروي الكتريكي و ضربه به اين نتيجه رسيدند كه حركات پيچيده بازوهاي هشت پا نتيجه يك سيستم فرمان دو مرحله اي است. مغز فرمان حمله، حركت و.... را صادر مي كند و هر يك از بازوها فرمان را به يك حركت مستقل تبديل مي كنند. حركت بازوهاي هشت پا بجز دراز كردن و خم كردن نوك آنها، به يك شكل انجام مي پذيرد. بازوها از عضله، بافت پيوندي و مقدار زيادي سلول عصبي تشكيل شده اند. در يك بازو در حدود 50 ميليون سلول عصبي به طول 2 متر پخش شده اند و چهارصد هزار سلول عصبي براي كنترل حركات عضله به كار گرفته مي شوند. سيستم عصبي بازوها به وسيله اكسورها به مغز متصل مي شوند.
سازندگان روبوت و متخصصان كامپيوتر از چند سال قبل به تواناييهاي هشت پا به عنوان الگويي براي توسعه برنامه ريزي روبوت هايي كه به راحتي در تمام جهات بتوانند حركت كنند و وظايف متفاوتي را به انجام برسانند، علاقمند شده اند. زيرا تاكنون دانشمندان از حركات دست انسان به عنوان الگويي براي ساخت بازوي روبوت ها استفاده مي كردند. محورها و مفصلهاي سخت


ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384

::
 سایت از آرشیو استفاده کنید .

اگه نظر ندی      من میمیرم        

 

.

|
 غريبه

 

 

  

 بين اين همه غريبه

توبه آشنا ميموني

حرفهاي تلخي كه دارم

من نگفته تو ميدوني

من پر از حرفهاي تازه

عاشق گفتنو گفتن

تو با درد من غريبي

اما تشنه ي شنيدن         

 

مینو

 

                  

 
 گلایه(تقدیم به حمید)
باور کن گلایه ای از تو نیست

تو خوبتر از انی که گلایه ای از تو باشد
گلایه از خودم و ویرانه های قلب خودم است

که ذره ذره فرو میریزند
واینک احساس میکنم جز ویرانه ای از من باقی نیست

که اگر اندکی امید در من زنده شد به یمن قدم تو بود

باور کن به جان تو سوگند از تو گلایه ای نیست

 اگر بگذاری و بگذری

 امدنت درست به موقع بود
امدنت مثل نزول پیامبر بر قومی از دست رفته درست

به موقع بود

 

|+| نوشته شده توسط عمرا در ساعت | 5 نظر
 بخاطر هیچکس گریه نکن
هیچ کس ارزش اشکهای تو را ندارد

                            وکسی که چنین ارزشی دارد

                                                        هیچ وقت باعث اشک ریختن تو نمی شود.

                            نویسنده:جواد

                                                              

|
 روزی
خواهر کوچکم از من پرسید پنج وارونه یعنی چه؟
من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت‌زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم.
باز هم خندیدم. گفت: دیروز خودم دیدم که مهــــــران پسر همسایه پنج وارونه به مــریــم می‌داد
آنقدر خندیدم که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و گفتم :بعدها وقتی که باران بی‌وقفه‌ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی‌گمان می‌فهمی پنج‌ وارونه چه معنا دارد
 
 
روزی که به دنیا آمدم گفتم دوستت دارم که دوست داشتن مایه افتخار است .....و  حال که با تمام وجود کسی را دوست دارم  .......به من می گویند فراموش کن

minoo

درون سينه نگنجد غمی که من دارم
خوش است با غم دل عالمی که من دارم
سرشک ديده بيان کرد ماجرای دلم
چه اعتبار بر اين محرمی که من دارم
ا ز آن گلی که برويد ز خاک من پيداست
زهجر لاله رخان ماتمی که من دارم
بسوخت جان حريفان ز گرمی سخنم
عجب که در تو نگيرد دمی که من دارم
مرا به گريه چه حاجت که رونقی ندهد
به برگ زرد رخم شبنمی که من دارم
بيا و بر دل من رحم کن که از تنگی
در او قرار نگيرد غمی که من دارم

|
 دل سوخته از عشق

دنیا را با تمام زیباییهایش به تو میبخشم فقط یک بار نگاهم بکن

مردم از بس که انتظارت را کشیدم!   یعنی میرسد روزی که تو از

در وارد شوی و من بار دیگر در آغوشت بگیرم؟

یعنی میشود که بار دیگر طعم لبهایت را بچشم؟

ای کاش میشد که دستانت تا همیشه برای من باشند !!

چه خوب بود در لحظه ی جدای به چشمانم نگاه میکردی  و آنوقت التماس را

در عمق آن میدی! شاید هم دیدی و بی توجه به عشقم از من گذشتی!!

فقط میخواهم بدانم بعد از من خاطراتت را با چه کسی قسمت میکنی؟

میرسد روزی که دوباره به سراغ من بیایی! اما آن روز نوبت من است که در چشمانت

نگاه کنم و با اطمینان بگویم:دوستت دارم...!!!

نرو !!

|
 مرگ
اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم

بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جايه معشوقم برايم گريه کند ...

چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ...

و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم ............

 

|+| نوشته شده توسط عمرا در ساعت | آرشیو نظرات
 .........گر یمو در نیار

 man ye ashegh bi  ghayegh   to   daryaha   mimiraam              

                        cheshmamo    be royaha    mibandam                          
                       miramo mimiramo asode misham az eshgh                
      miramoooooooo mimiraaam
    jashne tavalode margamo baraye tooo
 
    zere aab   migiraaaaaaam
               

 

                                  

 

                                                                  
                                                         E                             
                                                                             
                                                            M                                   
                                                                                          
                                                                         
                                                                              A             
                                                                                
                                                                        
 
hame arezoyam in ast ke bebinam az to roee
che zian to ra ke man ham beresam be arezoee
boghze  galoom dara azaram mide   .........................
Emra   Minoo
 
 تمنا
من تمنا کردم که تو با من باشی

وتو پاسخ دادی :

                           هرگز هرگز

پاسخی سخت و درشت

                                   و مرا غصه این هرگز کشت

                                    نویسنده :جواد

minoo

اگه می تونستم تو این دنیا یه چیز دیگه باشم دوست داشتم اشک باشم که تو چشمای تو متولد شم رو گونه هات زندگی کنم و رو لبت بمیرم

 
 نشکن دلمو !

تو شادی گذشته می

وقت سعید رفته می

تو این هیاهوی غریب بهونه ی قشنگمی

گفتی نگو دوست دارم حرفتو باور ندارم

اشتباه میکنی بازم

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون

یه شب دیگه پیشم بمون

 

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو؟

چرا تو تنهامیزاری دستای سرد خستمو ؟

بیا که با صدای تو مهر سکوتو میشکنم

هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد میزنم

دوست دارم قد خدا قد تمام قصه ها

تو رو قسم به عشقمون

 یه شب دیگه پیشم بمون

برای مینو

 
 گیتار شکسته
بودنش تنها دلیل بودنست و

عدمش بهتزین بهانه رفتن!

چه حاصل از این بود و نبودها

از این گفتن و نرفتن ها!

گویند سپیده دمی روشن در راه است

افسوس که بیگانه ام با این سپیده دم...

گویند روزگار سیاه عمرش کوتاه است

افسوس که برایم سخنی بیش نیست!

چه باک از این شامگاه تکرار

وقتی بیگانه باشی با بامداد

 

 برای مینو

|
 احساس(تقدیم به برادرم مجید)

میگو یند:شیشه ها بی احساسند

        ولی وقتی بر شیشه بخار کرده اتاقم

                                    نوشتم دوستت دارم

                                                       آرام آرام گریست.

                                                                                نویسنده :جواد

                           

minoo

 

                                                                             

 
 عشق قديمي(برای او که میداند ......)

باز یه شبی میاد تو هم سراغمو میگیری باز

خوب میدونم من که تو هم تو هم میری مثل یه راز

من میدونم فقط یه روز دلت برام تنگ میشه باز

بازم دلت تنها میشه تو اون همه سوز و گداز

عطر صدات پیچیده باز توی اتاق خونه

عکس تو رو میبینم و بازم میشم دیوونه

با هر نفس داد میزنم شاید بیای کنارم

دیوونه نگاتم و راه فرار ندارم

تویی اون عشق قدیمی هم نفس صمیمی

تویی آرزوی قلبم آره فقط همینی

منم یه شب میخندم و اشک تو رو در میارم

تو خوابتم نمی بینی که من واست گل بیارم

                                                                                نویسنده:علی

  ن
  اگر مرا

             در غیبت تو

                            دار زنند

                                       

                            بر چوبه دار

                                           به انتظار

                                                          خواهم ماند

                                                                                                                  نویسنده : مینو

 

از شما انتظاری

از شما نگاهی

از شما لبخندی

از شما امیدی

از شما ........

                                                                           نمیتونم بگم .

| غربت

در غربت غريب جمعه…

 

صدايت مي زنم با قلبي شكسته

 

تو را اي عشق در دلها نشسته

 

تو تصوير تمام عشق هايي

 

تو را مي جويد اين چشمان خسته

 

 

 

از كوچه هاي تنگ دل گذر مي كنم…

 

با ياد تو و عطري كه مرا تا آستانه ي انتظار مي رساند

 

با دلي كه از فراق تنگ است

 

و چشماني كه با باران همرنگ است.

 

 

اي آسماني ترين مرد زمين!

 

نيامدي و بي تو ساكن كوچه هاي غربت و شب هاي بي غزل شده ام .

 

اي صاحب ِ انتظار دل!


ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : شنبه بیست و هفتم اسفند 1384

::
Taranehha groups

 

 KAHO NA PYAAR HAI

dil mera har baar sunne ko beqaraar hai My heart longs to hear it time and again!
kaho na pyaar hai... Say it's love...
haa.n tumse pyaar hai ki tumse pyaar hai Yes, I love you, I love you!
in pyaarii baato.n me.n anjaana iqaraar hai In this lovely talk, there's a tacit agreement.
kaho na pyaar hai... Tell me it's love!
kahaa na pyaar hai... I said it was love...
pyaar jahaan me.n hota nahii.n phir bolo kya hota... If love didn't exist in this world, then tell me, what would happen?
duniya me.n dil koii kabhii na dhaRka hota No heart in this world would race!
dhaRka hai dil aa yaar mil yeh pyaar ka izahaar hai My heart is racing; come, meet me, my love! This is evidence of love.
kaho na pyaar hai... Say it's love...
kahaa na pyaar hai... I said it's love...
do premii do paagal kya karte hai.n bolo... Two lovers, two crazy people, tell me, what do they do?
mujhse kya puuchhte ho apne dil ko TaTolo Why do you ask me? Put that question to your own heart.
maaluum hai hamko tumhe.n kis baat ka i.ntazaar hai I know what you're waiting for me to say.
kaho na pyaar hai... Say it's love...
kahaa na pyaar hai... I said it's love...
milte nahii.n ham tum to phir bolo kya hota... If you and I had never met, then tell me, what would have happened?
sach boluu.n phir apna khwaab na puura hota Shall I tell you the truth? Our dream would never have been fulfilled.
kahata hai man apna milan duniya me.n yaadgaar hai My heart tells me that our meeting will be remembered by the world. [lit.: is noteworthy/memorable in the world]
kaho na pyaar hai... Say it's love...
kahaa na pyaar hai... I said it's love...
dil mera sunne ko beqaraar hai My heart is impatient to hear it!
kaho na pyaar hai... Say it's love...
in pyaarii baato.n me.n anjaana iqaraar hai In this lovely talk, there's a tacit agreement.
kaho na pyaar hai... Tell me it's love!
kahaa na pyaar hai... I said it was love...
kaho na pyaar hai... Say it's love...
haa.n tumse pyaar hai ki tumse pyaar hai
Yes, I love you, I love you!
 
                                                                                             
 
 

ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : شنبه بیست و هفتم اسفند 1384

:: بیتو زندگی نخواهد شد
                                                       

                                           

                                    من امشب میمیرم  

            

یه عاشق    بی قایق    تو دریا    چشماشو    می بنده    تو رویا
من عاشق    بی قایق    تو دریا    می میرم    چشمامو    می بندم    بی رویا    می میرم
 
می رمو میمیرم    آسوده می شم از عشق    می رمو میمیرم
جشن تولد مرگمو برای تو    زیر آب    می گیرم
 
یه زیبا    نگاهش    به موجا    یه عاشق    بی ساحل    تو دریا
پریای دریا    من امشب میمیرم    از عشق    یه زیبا    من امشب    میمیرم
 
می رمو میمیرم    آسوده می شم از عشق   می رمو میمیرم
جشن تولد مرگمو برای تو    زیر آب    می گیرم
 
یه عاشق    من عاشق    بی قایق    تو دریا    چشمامو    می بندم    بی رویا
 
یه زیبا    نگاشو    چه آروم    به موجا    می دوزه 
یه عاشق    بی ساحل    چه تنها    تو دریا     می سوزه
 
 
ایام به کام وشاد باشین
هیچ غمی هم تو دلتون نداشته باشین
عاشق بی صدا   

ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : جمعه بیست و ششم اسفند 1384

::
آغــاز مـي کـنـم خـوب مـن بـه نــام تـو                                                    
                             مـي نـو يــسـم قــصــه اي تــازه از الهـام تـو

اي شروع دلـپــذيـر مثل خورشـيد بي نـظـيـر                                                        
                           به تو تـقـديـم مي کنـم عشـقو از مـن بـپـذير

اي قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه                                                       
                         مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم

 در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه                                                        
                            قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم

 
اي طـلـوع مـــاندگار گـل هـمــيـشــه بــهــار                                                         
                            به تو تقديم مي کنم هر چه هست در روزگار

گفتـه ها ناگفـته هـا هـر چـه هست در باورم                                                        
                         بـه تــو تــقــديــم مـي کــــنـم آرزوي آخــرم

اي قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه                                                      
                      مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم

در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه                                                   
                      قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در يکشنبه سوم ارديبهشت 1385 ساعت 13:54 | نفس
 پاییز

پائیز را دوست دارم چون فصل غم است

                                                         غم را دوست دارم چون بهار دل است

اشک را دوست دارم چون گواه دل است

                                                       دل را دوست دارم چون جایگا ه تنهایم است

وتنهایم را دوست دارم بی آنکه بدانم برای چه؟؟...

 

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در يکشنبه سوم ارديبهشت 1385 ساعت 13:50 | نفس
 نگاه

نگاه

نگاه اولت بر من اثر کرد

     نگاه دومت دیوانه ام کرد

          نگاه سومت عاشق ترو کرد

                 نگاه آخرت خاکسترم کرد

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در يکشنبه سوم ارديبهشت 1385 ساعت 13:48 | نفس
 پرنده

 

 

چه سخت است زندگی

 

آن هنگام که احساس کنیم زیر این آسمان کبود کسی نیست که

 

ما را

 

دوست داشته باشد .......

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در جمعه يکم ارديبهشت 1385 ساعت 20:18 | نفس
 اشک

 

تـو هـموني كـه يـه روز ، مــن تو رو خواسـتم از خـدا

اونـكه دنـبالش مي گـشـتم ، هـمـيــشه تـو قـــصـه ها

تـو همون هستي كه من ، تـو خواب و رويــا مي ديـدم

خــودم و بــدون تــو ، هــمـيـشه تــنــها مي ديـدم

اون تويي كه روز و شب،من و با خودت به رويا مي بري

تـوي دنـيا واسـه من، اون تـويي كـه از همه عـزيزتري

تـو هـمون روحي كه تـو جسم مـني

تـو شــبـيه مـــن و هـم اسـم مـني

تـو هـمـيـشه از دلــم بــا خــبـري

حـتي از من به خودم ، خودي تري

تـو هـموني كه مي خوام ،جـز تـو چيزي نمي خوام

مـي رسـم كــنـار تــو ، بـــه هـــمـه آرزوهـــام

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در جمعه يکم ارديبهشت 1385 ساعت 11:46 | نفس
 غریب

A

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در چهارشنبه سي ام فروردين 1385 ساعت 13:37 | نفس
 طوطی دانا

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در چهارشنبه سي ام فروردين 1385 ساعت 13:16 | نفس
 دلبر

ببخش اگه تو قصه مون

 دو رنگ و نامرد نبودم 

ببخش که عاشقت بودم

  خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد 

خيانتو ياد بگيرم

اگر که گفتم به چشات

بزار واسه تو بميرم

ببخش اگه تو گريه هام 

 دو رنگي و ريا نبود

اگر که دستام مثه تو

با کسي آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون 

 کم نمي زاشتم چيزي رو        

ببخش که يادم نمي ره 

اون روزاي پاييزي رو

لياقت دستاي تو

 بيشتر از اين نبود عزيز

نه نمي خوام گريه کني 

براي من اشکي نريز

لياقت چشماي تو         

                             نگاه ِ پاک ِ من نبود

ببين چي ساختي از من

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در دوشنبه بيست و هشتم فروردين 1385 ساعت 20:54 | نفس
 سیا بازی

                    تن تو ظهر تابستون رو به یادم میاره

 

                                 رنگ چشمای تو بارون رو به یادم میاره

 

 وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

                                   قهر تو تلخی زندون رو به یادم میاره

 

                                                                           من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوستت دارم شنیدنه

                              تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه

 

                                                                  تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب

 

                                     من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

 

                                                                                    تو مثل وسوسه شکار یه شاپرکی

                          تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی

 

                                        تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای

تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی

                                                                        تو قشنگی مثل شکلهایی که ابرا می سازند

گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازند

                                                                                      اگه مردای تو قصه بدونن که ا بنجایی

برای بردن تو با اسب بالدار میتازند

 

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در دوشنبه بيست و هشتم فروردين 1385 ساعت 14:22 | نفس
 قبر بچه

 

 

             

 

 

لحظه های با تو بودن مثل بودن تو بهشته

شاید آسمون هفتم قصه ام رو با تو نوشته

دوست دارم صدات کنم من تو شبای بی صدایی

دوست دارم با تو بمونم تو که بهترین صدایی
تویی بهترین ترانه واسه دل سپردن من

تو نباشی من میمیرم تو یه جونی تو تن من

 

 

برای تنهایی خودم          دلم می سوزه       

|+| نوشته شده توسط علی یحیایی در يکشنبه بيست و هفتم فروردين 1385 ساعت 22:24 | نفس
 عشق خاموش شده

یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت                 

شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

من به غیر از تو نخواهم ،چه بدانی، چه ندانی

از درت روی نتابم ،چه بخوانی ،چه برانی

دل من میل تو دارد، چه بجوئی، چه نجوئی

من که بیمار تو هستم چه بپرسی ، چه نپرسی،

جان به راه تو سپارم ،چه بدانی، چه ندانی

می توانی به همه عمر دلم را بفریبی

ور بکوشی زدل من بگریزی نتوانی

دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری

بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی

جانی از بهر تو دارم ،چه بخواهی ،چه نخواهی

شعرم آهنگ تو دارد ،چه بخوانی ،چه نخوانی

همش دروغه
 هر كي مي گه دوستت دارم دروغ مي گه
 هر كي مي گه وفا دارم دروغ مي گه
 تو اين دوره زمونه عاشقي گشته نمونه
 هر چي جستجو كني از او نمي بيني نشونه

ارسال کننده مطلب : علی افتخاری در تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384

:: مطالب قبلي
All Rights Reserved 2007-2008 © By TEMPHA.COM | Powered BY: BLOGFA.COM